حقایق تاریخ

وقایع و حقایق تاریخی

مقايسه انقلاب هاي بزرگ فرانسه روسيه و ايران

انقلاب

 

ويژگيهاي رهبري

فرانسه

(1789)

در فرايند انقلاب چهره هايي مانند لافايت ، روبسپير ، "دوك د . اورلئان" مطرح هستند كه هيچ كدام رهبري انقلاب را در تمامي دوران شكل گيري و پيروزي آن به طور جامع در دست نداشتند

 

روسيه

 

(1917)

لنين از چهره هاي شاخص و برجسته تا تاريخ انقلاب روسيه است. وي داراي امتيازات و استعدادها و نبوغ مشخصي بود كه در عملي شدن انقلاب اكتبر 1917 نقش اصلي و محوري داشت . در حالي كه در سقوط رژيم رومانوفها در فوريه همان سال نقشي نداشت .در دوران انقلاب فوق با چهره اي با ويژگيهاي ايدئولوژي و فرمانده انقلاب برخورد نمي كنيم چهره هاي اين انقلاب نه ايدئولوگ انقلاب بودند و نه فرمانده آن ، بلكه سازندگان و معماران بعد از انقلاب بودند . آنها اشخاصي بودند كه بر اسب سركش تحولات بعد از سقوط نظام سوار شده و در سير تحولات بعدي اثر گذاردند .

ايران

(1978)

در انقلاب اسلامي رهبري انقلاب حضرت امام خميني (ره) بويژه با برخورداري از جايگاه مرجعيت ديني و با نبوغ قدرت ويژگيهاي خاصي داشتند . نقش ايدئولوگ ، فرمانده و معماري انقلاب را به نحو احسن و در طول ربع قرن از حيات پر بركت خود را برعهده گرفته و ايفاء كردند

 

 

انقلاب

ايدئولوژي

فرانسه

ليبراليسم نقشي در پيروزي انقلاب نداشت ، ايدئولوژي طبقه خاص روشنفكر ، انقلاب عليه كليسا بود

روسيه

اين انقلاب نه تنها برعليه دولت بود بلكه عليه دين منحرف شده كليسا و پاپ بود و به اين ترتيب در اين دو انقلاب پاپ و وابستگان مطرود شد .

  

ايران

جهان بيني الهي افق بسيار وسيعي براي پيروان خود فراهم كرده بود و در مقايسه با دو مكتب ديگر از عظمت ويژه اي برخوردار است . مردم با اسلام مأنوس بودند و قاطبه مردم به آن اعتقاد داشتند ، بويژه مكتب تشيع با برخورداري از جوهره انقلاب زمينه كاملاً مساعدي براي بهره مندي از يك مكتب قدرتمند در پروسه انقلاب اسلامي فراهم كرده بود .

 

 

انقلاب

وضعيت اقتصادي

فرانسه

(1789)

مشكلات مالي واقتصادي : در فرانسه در دوران قبل از انقلاب بين پنجاه سال قبل از آن دچار مشكلات و بحرانهاي اقتصادي بود.

روسيه

(1917)

مشكلات مالي و اقتصادي و اعتصابات كارگري : روسيه از آغاز دهه اول قرن بيستم وضع مطلوبي نداشت ، ركود اقتصادي كه تا سال 1909 دوام داشت براي كاركنان و دهقانان شرايط سختي دامن زد و منجر به اعتصابات سراسري و گسترده شد

ايران

(1978)

مطلوبترين وضعيت اقتصادي : در تمام 57 ساله رژيم پهلوي اين وضعيت اقتصادي بي نظير بود ، آنهم افزايش قيمت نفت بود .

 

 

انقلاب

اقتدار نظامي

 

فرانسه

(1789)

در طول پنجاه سال قبل از انقلاب مدت 26 سال درجنگ و منازعات بين المللي بود و در اين منازعات جز يك ايالت ، نه تنها چيزي بدست نياورد. بلكه شكستها و خسارتهاي عظيم مالي و جاني و ارضي بدنبال داشت و افسران در انقلاب 1789 حوصله و علاقه دفاع از حاكميت را نداشتند و با انقلابيون همراه شدند.

روسيه

(1917)

انقلاب روسيه در اوج اشتغال در جنگ جهاني اول به وجود آمد زماني كه روسيه در جنگ كريمه و شكست ژاپن از موقعيت ويژه خود تنزل يافت و قواي نظامي آن كه در 1815 تنها قدرت قوي قاره اروپا بود به اعتصابات كارگري پيوستند و زمينه انقلاب را بوجود آورد .

ايران

 

(1978)

در طول 57 سال حكومت شاهنشاهي ارتش ايران در هيچ جنگ خارجي شركت نكرده بود و محمد رضاشاه پيش از هر پادشاه به نيروهاي  مسلح توجه داشت و يك ارتش قوي و قدرتمند براي غلبه بر انقلابيون و كشورهاي منطقه با چراغ سبز آمريكا ايجاد كرده بود و حتي آمريكا با اين وضعيت نظامي ايران را جزيره ثبات مي ناميدند .

 

 

انقلاب

مشاركت مردمي

 

فرانسه

در فرانسه ميران مشاركت مردم در براندازي رژيم هاي مستبده حاكم بسيار اندك بوده و حتي گفته شد كه نقشي نداشته اند و رژيم فرانسه به خاطر ضعفهاي خود الزاماً تسليم شده بود

روسيه

در روسيه تعداد محدودي از كارگران كارخانجات پطرزبورگ و سربازان پادگان همان شهر ، سربه شورش برداشته و موجبات سقوط خانواده رومانوفها را فراهم كرد

 

ايران

در انقلاب اسلامي ايران به استثناي بخش اعظم ارتش كه وابسته به رژيم شاه بودند همه اقشار مردم از همه طبقات و گروههاي اجتماعي ودر سراسر كشور اعم از شهرها و روستاها ، كارگران ، كارمندان ، كشاورزان ، اصناف و ... در مقابل رژيم تا دندان مسلح ايستادند.

 

 

انقلاب

طبقه رهبران انقلاب

فرانسه

در انقلاب روسيه و فرانسه :رهبران از طبقات متوسط و بالاي جامعه بوده و طبقه روشنفكر و تحصيل كرده رهبري انقلاب را برعهده داشتند .

روسيه

اشراف و روحانيون نقش ضد انقلاب داشتند .

ايران

رهبران جزء مردم محروم و فقير بودند و دقيقاً مدافع مستضعفيني كه از متن آنان برخاسته بودند روحانيون حامي انقلاب بودند .

 

 

انقلاب

حمايت كشورهاي بيگانه از انقلاب ها

 

فرانسه

به دليل جنگهاي طولاني لويي شانزدهم و پانزدهم با همسايگان خود منجله با اتريش ، روسيه ، انگليس و اسپانيا ، اين كشورها درجهت تضعيف لويي شانزدهم و كمك به انقلابيون كمك كردند .

 

روسيه

به دليل درگيري روسيه با آلمان و عثماني و ژاپن اين كشورها نه تنها از دولت آن زمان (رومانوفها) حمايت نكردند بلكه آنها به انقلابيون كمك كردند مثلاً لنين با حمايت و امكانات فراهم شده آلمانها به انقلابيون روسيه ملحق شد و پايه انقلاب بلشويكي را ريخت .

 

ايران

دولت ايران و رژيم شاه از حداقل يك دهه قبل از سقوط خود از حمايت كامل دو ابرقدرت و قدرتهاي بزرگ منطقه تا آخرين روزهاي حكومتش برخوردار بود و متقابلاً انقلابيون ايران از هيچگونه حمايت بين المللي برخوردار نبودند .


 برگرفته از كتاب مقايسه انقلابها نوشته منوچهر محمدي

 

منبع مطلب:

http://iranpolitics.blogfa.com/post-93.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 11:17  توسط سلمان  |